OUR MEMORIES
این عکس خونوادمونه شورت قرمزه دانیاله زرده منم اون سیاهه هم یعنی نی نی ماهه؟ نههههههههههههههههههههههههههههههههه یکی دیگه اضافه شد یه احساسی به تو دارم یه حــسه تازه و مبهم یه جوری توی دنـــــیامی که تنها با تو خوشحالم یه احســاسی بـــــه تو دارم شبیه عشق و بی خوابی تو چشمات طرحه خورشیده تو این شبــــای مردابـــی خودم بودم که می خواستم همه دنیای من باشی ببین غرقه توام اما هنوز می ترسی تنها شی یه احساسی به تو دارم یه جوری از تو سر شارم یه کم این حسو باور کن که بی وقفه دوست دارم یه احساسی به تو دارم شبیه عشق و دل بستن توام مثه منی اما یه کم عاشق تری از من ***
اسم این یکی نی نی مون چی باشه؟ یادته اول شعری رو که برات خوندم چه شعری بود ؟ اشتباه کردی عجیجم میدونم یادت نیست ، اما سعی میکنم به یادت بیارم همه اش بهم میگفتی دانیال من نمیخوام بهم وابسته بشی میترسم ناراحت بکنمت و . . . اما من همون موقع جوابی دادم که هنوز که هنوزه بهش افتخار میکنم . یادمه که گوشی رو گرفتم و با صدای بلند بهت گفتم : فرشته آسمون انگار ، خلاصه است تو دوتا بالت / تو میگی آخرش یک شب ، میاند از ماه دنبالت میایند میری ، نمیمونی ، تو مال آسمون هایی / زمین جایی قشنگ نیست برای تو که زیبایی تو میری آره میدونم / نمیگم که بمون پیشم ولی تا لحظه رفتن / یک عالم عاشقت میشم عزیزم هنوز هم همون رو میگم . مهم نیست چی بشه تا آخرش باهاتم ، چون مهتاج با تو بودن هستم . هرچی که بشه میخوامت و ولت نمیکنم عشقم تو مال منی تو ساره من هستی تو همون فرشته هستی که کل آسمون توی دوتا بالت خلاصه هست . راستش این عکسو که دیدم یاد خودم اوفتادم همه میگن من خیلی گریه میکردم مخصوصا وقتی خانواده پدرمو میدیدم عمم اینا میگن چون مادرت بهت یاد میداد تامارو ببینی گریه کنی خالم اینا میگغتن نه بجا گریه میکردی ما که آخرشم نفهمیدیم کدوم یکی راست میگفتن ولی الان من بغییر از مشکلاتم واسه هیچ چیز گریه نمیکنم چون گریه خوب نیست اما نمیتونم قول بدم که واسه دانیالم گریه نکنم چون طاقت ندارم باهاش قهر باشمو سریع میزنم زیر گریه خب چه میشه کرد دختر لوسی هستم دیگه مثل قدیما شده وبلاگم مثل زمانی که مینوشتم اما کسی نمیخوند خدا گفتم که میجنگم تا اخرین نفس ، اما دیگه نمیتونم بجنگم . چون نفسی برام باقی نمونده . کاش میدونست یکی من که نفس ندارم چطور راه به این درازی رو بدون نفس برم ساره داره میره داره ازم متنفر میشه حق هم داره تو کجای ؟ چرا کمکم نمیکنی ؟ نگو از دوریه کی نپرس از چی گرفته آری دلم گرفته٬ از این روزگاران بی فروغ ! از این تکرارهای ناپایان ! دلم گرفته از این همه کینه .... این همه دروغ ! از این مردمان نا مهربان و بی وفا دلم گرفته ....... دلم برای کوچه پس کوچه های مهربانی ها تنگ است ! دلم تنگ است برای کودکی ام که پاورچین پاورچین روی سنگفرش های زندگی بی دغدغه قدم می زدم ! دلم برای دلتنگی های شیرین و انتظارهای کشنده تنگ است...! نمی دانم کدامین نامهربان ٬ خواب را از دیدگانم دزدید که اینگونه در حسرت و دلتنگ خواب شیرینم سرگردانم ؟! دلم گرفته ! دلم تنگ است ! روزگار چشمانم طوفانی است و در انتظار باران های سیل آساست..... آره ! آخه چرا؟ انگار تو کل کره زمین انگار منو ساره بودیم . همون لحظه بود که دست هاش رو گرفتم ، گفتم دوست دارم . ساره الان دست هام به دست هات نمیرسه اما بدون از این به بعد همیشه برای من قیامت هست چون از وقتی دست هات رو گرفتم همه چیز برام از بین رفت به جز تو عاشقتم ساره دوست دارم میمیرم برات اما خدا رو شکر ساره جونم به وبلاگمون رسید در کل بچه ها معضرت میخوام برای نبودم از ساره جونم هم شدیدا معضرت میخوام که نتونستم برسم به وبلاگ اممممممممممممم لبات عاشقتم ساره این عکس کنکور۹۰ است توجه کنید بعد پسرا می گن چرا ماقبول نمی شیم ولی دخترا قبول می شند خب از این عکس مشخصه........................ پسرا همش دنبال شیطنتن.............. شش سال اوّل زندگ • موقع رفتن به مدرسه دیر نکن • پات رو تو جامیزی نکن • ورقهای دفترت رو پاره نکن • مدادت رو تو دهنت نکن • به دخترهای مدرسه بغلی نگاه نکن • تخته پاککن رو خیس نکن • حیاط مدرسه رو کثیف نکن • با دخترهای شمسی خانوم آمپول بازی نکن • دست تو کیف بغل دستیت نکن • تختهسیاه رو خطخطی نکن • گچ رو پرت نکن • تو راهرو سرو صدا نکن • تو کلاس پچپچ نکن • ATARI بازی نکن • ترقّه بازی نکن • SEGA بازی نکن • جاهای بدبد فیلمها رو نگاه نکن • موقع برگشتن از مدرسه دیر نکن • تو کوچه فوتبال بازی نکن • دست تو جیبت نکن • با مامانت کلکل نکن • تو کلاس صحبت نکن • بعد از ظهر سروصدا نکن • با دختر شمسی خانوم منچ بازی نکن • اتاقت رو شلوغ نکن • روی میز بابات کتابهات رو ولو نکن • عکس لختی تماشا نکن • با بچّههای بیادب رفت و آمد نکن • جرّ و بحث نکن • با کامپیوتر بازی نکن • تو حموم معطّل نکن • تقلّب نکن • با دوستات موتورسواری نکن • عصرها دیر نکن • با دختر شمسی خانوم صحبت نکن • با بابات دعوا نکن • تو کلاس معلّمتون رو مسخره نکن • تو خیابون دنبال دخترها نکن • مردمآزاری نکن • نصف شب سرو صدا نکن • فیلم بد نگاه نکن • وقتت رو با مجله تلف نکن • چشمچرونی نکن • رشتهای رو که دوست داری انتخاب نکن • ۲۴ ساعته چت نکن • سر کلاس درس غیبت نکن • با دختر شمسیخانوم دل و قلوه ردّ و بدل نکن • خیابونها رو متر نکن • تو سیاست دخالت نکن • با دخترهای مردم هر کاری دلت خواست نکن • شب برای شام دیر نکن • با مأمور پلیس کلکل نکن • چراغ قرمز رو عشقی رد نکن • موبایلت رو Reject نکن • استادت رو اُسگل نکن • حذف پزشکی نکن • آستین کوتاه تنت نکن • همه رو دودره نکن • موهات رو بلند نکن • روت رو زیاد نکن • از اوامر سرپیچی نکن • فرار نکن • با اسلحه شوخی نکن • غیبت نکن • به آینده فکر نکن • درگیری ایجاد نکن • به فرمانده بیاحترامی نکن • غیر از خدمت به هیچ چیز دیگری فکر نکن • با رئیس عقیدتی جرّ و بحث نکن • اعتراض نکن • با دختر شمسی خانوم نامهنگاری نکن • از تلف شدن وقتت ناله نکن • از آشپزخونه دزدی نکن • با زنت شوخی نکن • زنت رو با دختر شمسی خانوم مقایسه نکن • به زنت خیانت نکن • با دوستانت الواتی نکن • تو Orkut خودت رو Single معرفی نکن • به زنهای دیگه نگاه نکن • موبایلت رو قایم نکن • از عکسهای قبل از ازدواجت نگهداری نکن • پولت رو خرج دوستات نکن • رفتار دوران مجرّدی رو تکرار نکن • غیر از زندگی مشترک به هیچ چیز فکر نکن • ریسک نکن • بدون اجازه زنت هیچ کاری نکن • بچّه رو تنبیه نکن • به بچّه بیتوجّهی نکن • بچّهت رو با بچّههای دیگه مقایسه نکن • به بچّه توهین نکن • بچّه رو از بازی منع نکن • بچّهت رو به کتک زدن بچّهء دختر شمسی خانوم تشویق نکن • با بچّه کلکل نکن • بچّه رو محدود نکن • بچّه رو از جنس مخالف دور نکن • به مادر بچّه بیتوجّهی نکن • بچّه رو به هیچ چیز مجبور نکن • آزادی بچّه رو محدود نکن • به حلالزاده بودن بچّه شک نکن • از خواستهای بچّه چشم پوشی نکن • جلوی بچّه با مادر بچّه ... نکن • برای بچّههات مزاحمت ایجاد نکن • نوههات رو لوس نکن • با پیرزنهای دیگه معاشرت نکن • به خاطراتت فکر نکن • پولت رو خرج نکن • هوس جوونی نکن • غیر از آخرتت به هیچ چیز فکر نکن • با زنت بیوفایی نکن • از رفتن به خانه سالمندان احساس نارضایتی نکن • لباس شاد تنت نکن • به بیوه شدن دختر شمسی خانوم توجّه نکن • تو وصیتنامه، هیچکس رو فراموش نکن • از گذشته ناله نکن • به هر کی رسیدی، نصیحت نکن • به آینده فکر نکن • حالا دیگه دوره نکن تموم شد! حالا هر غلطی دلت میخواد بکن.... • ......بکن • ....... بکن • ..... بکن • ..... بکن • ..... بکن • ..... بکن • ..... بکن • ...... بکن • ...... بکن • ..... بکن • ..... بکن • ..... بکن • ..... بکن • ..... فقط خواهشا'' با روح دختر شمسی خانوم کاری نکن !!! ۱.کامپیوتر دانیال ترکیده و دردست تعمیره ۲.اینکه من کنکور دارم و کلی فکر کنم درس میخونم ولی امیدوارم ما رو فراموش نکنید هرچند بعضی از دوستامون مارو فراموش کردن لطفا واسه من دعا کنید که امسال قبول بشم چون اصلا دوس ندارم حتی یه سال از عمرمو برای پشت کنکور موندن صرف کنم لطفا واسم نظر بزارین وبهم کمک کنید که اینقد استرس نداشته باشم دوستون داریم من ساره هستم هر چقدر بگذره و هرچی عوض بشه و هر اتفاقی بی افته ، هیمشه و همیشه یک چیز باقی میمونه . آن هم عشق آدم . کسی که یک دنیا بهت خوبی کرد با گفتن یکبار دوست دارم . هر چیزی بگذره همیشه توی قلبته . اگه خودت عوض بشی همیشه میپرستیش و همیشه عاشقش میمونی . میخوام همینجا بهت بگم ساره من عاشقتم و میخوامت برای تمام لحظه هایی آینده ام . میخوام هر جا از زندگیم تو باشی و هرجای خونه ای که برای خودمون میسازیم عکس های تو باشه . میخوام با آرامش کنار هم دراز بکشیم و به یا دقدیم ها بخندیم و بگیم واییی هنوز هم که هنوزه خوشمزه ترین غذایی که خوردیم آنبار بود که تو خونه بودیم . بگیم واییییی هنوز هم بهترین و خوشحال کننده ترین گریه دنیا وقتی هست که تو بقل هم گریه میکنم و اشک های هم رو پاک میکنیم . عزیزم من یک دنیا عاشقتم و عاشقت میمونم . چون مهتاجم بهت و بی تو هیچم . چون بی تو توانایی نفس کشیدن رو ندارم . چون خیلی خود خواه هستم و نمیخوام هیچ کسی جز خودم شریک در زیبایی بی نظیر تو و حرف های آرامش دهنده ات باشه . چون من و فقط من میتونم با گرفتن دست های گرم و زیبات به جایی عمیق تر از عمث جهان هستی برم . من دیوانه وار عاشقتم چون تو ساره هستی ، قاصدک من ، عشق من . تو فقط همسری برای من نیستی ، بلکه بهترین دوست و شریک لحظه های شادی و ناراحتیم هستی ، تو بهترینی . کسی هستی که هیچ کسی برای من نبوده و هرگز نمیخوام کسی برام مثل تو بشه . توی گرمای بقل تو چند ساعت بودم ، توی آن چند ساعت زندگی کردم ، توی آن چند ساعت فهمیدم آرامش چیه . من آرامش رو با تو دیدم نمیدون مچطور دیگه بگم دوست دارم ت ادلم راضی بشه که حرفش رو بهت رسوندم امروز زنگ زدم به ساره همین چند دقیقه پیش برای صبح بخیر گفتن ، تا صداش رو شنیدم هول کردم . دست و پام رو گم کردم هر چقدر بیشتر از حرف زدنمون میگذشت بیشتر توی خودم گم میشودم . نمیدونستم چی بهش بگم ، تمام فکرم این بود که ساره راست گفته و من دارم عوض میشم ، تمام فکرم این بود که چرا نمیتونم بهش چیزی بگم پای تلفن ، چرا فکرمیکنم هر ثانیه ممکنه تنهام بزاره و بیش از حد ازیتش کنم با حرفهام . خلاصه نفهمیدم حرف زدن چشکلی تموم شد و وقتی به خودم آمدم دیدمه چشام هام به جای شسته شدن با آب ، سر صبح با اشک هام شسته شده . برای اینکه میترسم و توی خودم گم شده ام چند دقیقه میگذره که به ساره گفتم قول میدم عوض میشم فقط تنهام نذار ، آخه خیلی بد بودم و خیلی ازیت کردمش . همه اش میخواستم با من باشه و اگه یک دقیقه بهم اس ام اس نمیداد حسابی دعوا راه مینداختم و اگه بعد از ظهر به جای اس ام اس دادن به من میخوابید و استراحت میکرد کلی دعوا راه مینداختم و به کل وقت زندگی کردنش رو ازش گرفته بودم . بله درسته ! من میدونم اشتباه کردم و میدونم تقصیر کار منم . آنقدر ازیت کردمش که امشب بدون شب بخیر درست و حسابی خوابید آنقدر ازیت کردمش که دیگه تکیه گاه من نیست و دیگه از بس ناراحت کردمش و خوردش کردم دیگه نمیتونه در و دل با من هم تحمل کنه . از تو دارم خورده میشم ساعت ۲ شب هست و زار زار دارم گریه میکنم اما چشام آتیش گرفته از بس اشک ریختم اما حیف نمیتونم ناراحتیم رو باهاش در میون بزارم . خدایا دارم خورد میشم دارم داغون میشم تو رو خدا کمکم کن ، میخوام به یکی بگم چقدر ساره رو دوست دارم چقدر متاسفم . میخوام به یکی بگم چقدر درد دارم و چقدر سختی کشیده ام . به خاطر ساره سختی ها رو تحمل کردم و حرف زدن باهاش کلی بار رو از روی شونه ام برداشته بود اما حالا که نمیتونم بهش بگم چقدر ناراحتم چون خودش ناراحته و چون خودش کلی مشکل داره نمیدونم چیکار باید بکنم . فقط میدونم دارم میمیرم میدونم دیگه اشکام در نمیاد و گلوم خیلی درد میکنه و سر درد عجیبی دارم . فقط میدونم بدون ساره میمیرم و حالا که نمیتونم دردم رو باهاش تقسیم کنم خیلی از یک آدم زنده دور هستم . وایییییییی خدا دیگه گریه داره میکشه منو داره جرم میده نمیتونم تحمل کنم . خدا کنه زودتر صبح بشه شاید باهاش درد و دل کردم و کمی سبک شدم مثل سنبل خوشبو مثل سيب خوش رنك مثل سيرشفابخش ومثل سكه باارزش باشيد. يادت نره قبل ازتحويل سال اولين كسي بودم كه سفره (هفت) سينوبرات معني كردم به هرعيدى كه آيد زنده باشيد،به انوارخداتابنده باشيد ، رواحاجت دراين عيد خدايى،هميشه خرم و فرخنده باشيد پيشاپيش عيدتان مبارك. فرا رسيدن نوروز باستاني، ياد آور شكوه ايران و يگانه يادگار جمشيد جم بر همه ايرانيان پاك پندار، راست گفتار و نيك كردار خجسته باد. راستی عیدتووووووووووون مبارک یادتون نره واسه عاشقا دعا کنید عشقتون پایدار دانیال دوست دارم بوووس لبت سلام بچه ها این قسمتی از چت منو عقشم دانیاله اونایی که فارسیه دانیال نوشته و فینگیلیششو من نوشتم بخونید چه خانوم دکتری خورد به پستم !!! میتونم اسمتو بپرسم ؟؟؟ دیگه خودت میدونی که ساره گوشت رو بیار لازم به ذکره دانیال بهم اس دادا که عاشقمه وبعد من گفتم منم عاشقتم خدایا من از صدای این ترقه بیزارم خدایا هرسال باید اشکم دربیاد خدایا من خسته شدم بخدا طاقت ندارم دانیال دلم برات تنگ شده دانیال کاش الان بودی من بخاطرت زود برگشتم دانیال میخوامت واییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی خدا چرا اینطوری شدم خدایا لعنت به من ای خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا راستی ۴شنبه سوری بهمه امیدوارم خوش بگذره تاریخچه آئین چهارشنبه سوری در فرهنگ ایرانیان باستان تاکنون . . . . . . یکی از آئینهای سالانه و دیرینه ی ایرانیان جشن سوری، چهارشنبه سوری یا به عبارتی دیگر چارشنبه سوری است. ایرانیان آخرین سه شنبه سال خورشیدی را با بر افروختن آتش و پریدن از روی آن به استقبال نوروز می روند. چهارشنبه سوری، یک جشن بهاری است که پیش از رسیدن نوروز برگزار می شود….
مردم در این روز برای دفع شر و بلا و برآورده شدن آرزوهایشان مراسمی را برگزار می کنند که ریشه اش به قرن ها پیش باز می گردد که مراسم ویژه آن در شب چهارشنبه صورت می گیرد برای مراسم در گوشه و کنار کوی و برزن نیز بچه ها آتش های بزرگ می افروزند و از روی آن می پرند و ترانه (سرخی تو از من ، زردی من از تو ) می خوانند. ظاهرا مراسم چهارشنبه سوری برگرفته از آئینهای کهن ایرانیان است که همچنان در میان آنها و با اشکال دیگر در میان باقی بازماندگان اقوام آریائی رواج دارد و “سور” در زبان و ادبیات فارسی و برخی گویش های ایرانی به معنای “جشن”،”مهمانی“و “سرخ” آمده است. جشن سور از زمان های بسیار دور در ایران مرسوم بوده است. قبل از ورود اسلام به ایران هر سال ۱۲ ماه، و هر ماه به ۳۰ روز بوده که هر کدام از این ۳۰ روز اسمی مشخص داشته است که بعد از ورود اسلام به ایران تقسیمات هفته نیز به آن اضافه شد. در ایران باستان در پایان هر ماه جشن و پای کوبی با نام سور مرسوم بوده است. مختار برای کشتن یزید که در شهر کوفه که اکثر آنان ایرانی بوده اند از این فرصت استفاده کرده و در زمان همین جشن که مصادف با چهارشنبه بود یزید را قصاص نمود. بعد از گذشت چند سال بعد از ورود اسلام به ایران به آرامی جشن سور در ایران کم رنگ و به آخرین چهارشنبه سال محدود شد. جشن سور از مراسم اصیل ایرانی است و منشا خارجی ندارد. آتش از عناصر چهارگانه است و تنها عنصری است که آلوده نمی شود به همین منظور از گذشته های بسیار کهن تاکنون این آداب مرسوم بوده است. با امید به چهارشنبه سوری زیبا، فرهنگ ساز و بدور از هر گونه خطر احتمالی و با آرزوی عیدی سرشار از سرور، همراه با جشنی پر از نشاط و شادمانی تاریخچه کامل و دقیق و آداب و رسوم در دیگر شهر های کشور را در لینک زیر بخوانید مراسم چهارشنبه سوری . . . آخرین سه شنبه ی آخر سال را شب چهار شنبه سوری می گویند. شبی است که امروزه فقط بوته افروزی آن مانده است. این کار را عصر سه شنبه ی آخر سال که آخرش چهارشنبه است انجام می دهند. بدین ترتیب که کوپه های هیزم را روی هم می گذارند خورشید که غروب کرد هیزم را در حیاط خانه یا در کوچه یا در میدان باز آتش می زنند. آتش بازی در شب چهار شنبه سوری در زمان ناصرالدین شاه و به وسیله ی فرانسوی ها در ایران رواج پیدا کرد. در ابتدا فقط برای سرگرمی شاه این نمایش انجام می شد پس از آن مردم هم در این سرگرمی سهیم شدند و دستور نمایش آن در میدان توپ خانه صادر شد و مردم در آن جا به تماشای آتش بازی می ایستادند و کم کم به شکلی که امروزه اجرا می شود در آمد. . . . . . . بوته افروزی : در ایران رسم است که پیش از پریدن آفتاب، هر خانواده بوته های خار و گزنی را که از پیش فراهم کرده اند روی بام یا زمین حیاط خانه و یا در گذرگاه در سه یا پنج یا هفت “گله” کپه می کنند. با غروب آفتاب و نیم تاریک شدن آسمان، زن و مرد و پیر و جوان گرد هم جمع می شوند و بوته ها را آتش می زنند. در این هنگام از بزرگ تا کوچک هر کدام سه بار از روی بوته های افروخته می پرند، تا مگر ضعف و زردی ناشی از بیماری و غم و محنت را از خود بزدایند و سلامت و سرخی و شادی را به هستی خود ببخشند. مردم در حال پریدن از روی آتش ترانه هایی می خوانند : زردی من از تو ، سرخی تو از من غم برو شادی بیا ، محنت برو روزی بیا ای شب چهارشنبه ، ای کلیه جاردنده ، بده مراد بنده خاکستر چهارشنبه سوری، نحس است، زیرا مردم هنگام پریدن از روی آن، زردی و ییماری خود را، از راه جادوی سرایتی، به آتش می دهند و در عوض سرخی و شادابی آتش را به خود منتقل می کنند. سرود “زردی من از تو ، سرخی تو از من “ در هر خانه زنی خاکستر را در خاک انداز جمع می کند، و آن را از خانه بیرون می برد و در سر چهار راه، یا در آب روان می ریزد. در بازگشت به خانه، در خانه را می کوبد و به ساکنان خانه می گوید که از عروسی می آید و تندرستی و شادی برای خانواده آورده است. گرد آوردن بوته، آتش زدن و پریدن از روی آن و گفتن عبارت “زردی من از تو، سرخی تو از من” شاید مهمترین اصل شب چهارشنبه سوری است. هر چند که در سالهای اخیر متاسفانه این رسم شیرین جایش را به ترقه بازی و استفاده از مواد محترقه و منفجره خطرناک داده است. مراسم دیگری مانند کوزه شکنی، فال گوش نشینی، آش نذری پختن، آب پاشی، بخت گشائی دختران، دفع چشم زخمها، کندرو خوشبو، قاشق زنی، فال گرفتن هم در این شب جزو مراسمات جالب و جذاب می باشد. مردم پس از آتش افروزی مقداری زغال به نشانه سیاه بختی، کمی نمک به علامت شور چشمی، و یکی سکه به نشانه تنگدستی در کوزه ای سفالین می اندازند و هر یک از افراد خانواده یک بار کوزه را دور سر خود می چرخاند و آخرین نفر، کوزه را بر سر بام خانه می برد و آن را به کوچه پرتاب می کند و می گوید: “درد و بلای خانه را ریختم به توی کوچه” و باور دارند که با دور افکندن کوزه، تیره بختی، شور بختی و تنگدستی را از خانه و خانواده دور می کنند. در شب چهار شنبه سوری فال گوش ایستادن و گوش کردن به حرف های رهگذران یک رسم است که سرنوشت ما در این شب تشکیل می شود البته می توانیم بگوییم که این یک اعتقاد است زیرا فال گوش َایستادن کار خوبی نیست. زنان و دخترانی که شوق شوهر کردن دارند، یا آرزوی زیارت و مسافرت، غروب شب چهارشنبه نیت می کنند و از خانه بیرون می روند و در سر گذر یا سر چهارسو می ایستند و گوش به صحبت رهگذران می سپارند و به نیک و بد گفتن و تلخ و شیرین صحبت کردن رهگذران تفال می زنند. اگر سخنان دلنشین و شاد از رهگذران بشنوند، برآمدن حاجت و آرزوی خود را برآورده می پندارند. ولی اگر سخنان تلخ و اندوه زا بشنوند، رسیدن به مراد و آرزو را در سال نو ممکن نخواهند دانست. از کارهای شب چهار شنبه سوری قاشق زنی بود که زنان و مردان این کار را انجام می دادند. زنان و دختران آرزومند و حاجت دار، قاشقی با کاسه ای مسین برمی دارند و شب هنگام در کوچه و گذر راه می افتند و در برابر هفت خانه می ایستند و بی آنکه حرفی بزنند پی در پی قاشق را بر کاسه می زنند. صاحب خانه که می داند قاشق زنان نذر و حاجتی دارند، شیرینی یا آجیل، برنج یا بنشن و یا مبلغی پول در کاسه های آنان می گذارد. اگر قاشق زنان در قاشق زنی چیزی به دست نیاورند، از برآمدن آرزو و حاجت خود ناامید خواهند شد. گاه مردان به ویژه جوانان، چادری بر سر می اندازند و برای خوشمزگی و تمسخر به قاشق زنی در خانه های دوست و آشنا و نامزدان خود می روند. خانواده هایی که بیمار در خانه داشتند یا اینکه حاجتی داشتند برای برآمدن حاجت و بهبود یافتن بیمارشان نذر می کردند و در شب چهارشنبه آخر سال “آش ابودردا” یا “آش بیمار” می پختند و آن را اندکی به بیمار می خوراندند و بقیه را هم در میان فقرا پخش می کردند. زنانی که نذر و نیازی می کردند در شب چهارشنبه آخر سال، آجیل هفت مغز به نام “آجیل چهارشنبه سوری” از یک دکان رو به قبله می خریدند و پاک می کردند و میان خویش و آشنا پخش می کردند و می خورند. به هنگام پاک کردن آجیل، قصه مخصوص آجیل چهارشنبه، معروف به قصه خارکن را نقل می کردند. امروزه، آجیل چهارشنبه سوری جنبه نذرانه اش را از دست داده و از تنقلات شب چهارشنبه سوری شده است. ریشه ی فرهنگی چهارشنبه سوری : بطور کلی فرهنگ مردم را باید در درون زندگی مردم و از لابلای باورهای مردم جستجو کرد، از آنجا که چهارشنبه سوری از آئین های دیرینه ی ایرانیان است جدای اینکه امروزه آنچه درشهرهای بزرگ ایران، به خصوص تهران در این شب انجام می گیرد بیشتر به جنگ و نزاع شبیه است تا سور و شادی! ولی میتوان با بازگشت به زمانی حدود بیست و چند سال پیش، دریافت که شب چهارشنبه ی آخر سال مراسم متنوعی داشت که در استانهای مختلف ایران مراسمی با اشکال گوناگون و با سبک های سنتی صورت می پذیرفت که اکنون نیز برخی از آن رسوم در بعضی از استانهای ایران برگزار می شود که در اینجا به برخی از آنها اشاره می شود : :: استان خراسان یافته های پزوهشی نشان می دهد که تمامی آیین ها و یادمان هایی که مردم ایران در هنگامه های گوناگون بر پا می داشتند و بخشی از آنها همچنان در فرهنگ این سرزمین پایدار شده است، با منش، اخلاق و خرد نیاکان ما در آمیخته بود و در همه آنها، اعتقاد به پروردگار، امید به زندگی، نبرد با اهریمنان و بدسگالان و مرگ پرستان، در قالب نمادها، نمایش ها و آیین های گوناگون نمایشی گنجانده شده بود. رفتار خشونت آمیز و مغایر با عرف و منش جامعه نطیر آنچه که امروزه تحت نام چهارشنبه سوری شاهد آن هستیم، در هیچکدام از این آیین ها دیده نمی شود. بهتر است بگوییم، کسانی که با منفجر کردن ترقه و پراکندن آتش سلامتی مردم را هدف می گیرند، با تن دادن به رفتاری آمیخته به هرج و مرج روحی، آیین چهارشنبه سوری را تحریف کرده اند. پس امیدوارم دوستان عزیز با خواندن این مطالب، قشنگی این رسم کهن ایرانی را با انجام کارهای خطرناک و استفاده از ترقه های غیر مجاز خراب نکنند … . . . سوختن غصه هات تو آتیش آرزومه ! ۴شنبه سوری بر تو آتیش پاره مبارک ! منم همون نوشته ها رو برای عشقم مینویسم اینجا . اگه هم خواستید میتونید کلیپ رو با حجم خیلی کمش دانلود بکنید . عاشقتم ساره تو رو به خدا برا من مواظب خودت باش گریه نکن آرو مبگیر به فکر زندگیت باش غصه ام میشه اگه بفهم ام داری غصه میخوری شکایت از کسی نکن ، با اینکه خیلی دلخوری دلت نگیره مهربون ، عاشقتم اینو بدون دلم گرفته میدونی ، از هم جدا کردنمون دلنگرونتم همه اش ، اگه خط کرد مببخشی بازم منو به خاطر تمام خوبیات ببخش منو ببخش منو ببخش * اصلا فراموشم کنو ، فکر کن منو نداشتی اینجوری خیلی بهتره ، بگو منو نخواستی برو بگو ، تنهایی رو ، خیلی زیاد دوسش داری اگه تو تنها بمونی ، با کسی کاری نداری دلت نگیره مهربون ، عاشقتم اینو بدون دلم گرفته میدونی ، از هم جدا کردنمون دلنگرونتم همه اش ، اگه خط کردم ببخش بازم منو به خاطر تمام خوبیات ببخش منو ببخش منو ببخش لینک دانلود : http://aloneboy.com/clip/iranian%20girl%20giutar%20_%203gp%20_%20AloneBoy.com.zip میخوام زیر بارون باهات راه برم و یکی از دستام رو بزارم روی شونه ات ، میخوام با هم قدم بزنیم و پشت هم بگم عاشقتم . میخوام باز هم بوی آن عطر دیونه کننده و خوش بوت رو حس بکنم و باز هم اشک شوق بریزم ، ساره جونم نمیدونم چطور بگم عاشقتم ، نمیدونم چطور بگم میخوام کنارم باشی . ساره جونم میمیرم برات و بی تو هیچم . برای همین مورد علاقه ترین شعری رو که گوش داده ام و فکر میکنم برای خودم و خودت خونده شده رو مینویسم : اگه تو با من بمونی ، عاشق ترینم عزیزم / اگه بگی فردا میری ، امروز میمیرم عزیزم اگه بخوای ، بهم بگی ، میرم و دیگه نمیام / منم میمیرم ، نمیتونم دیگه دنبالت بیام آخه بی تو میترسم / ببین خالیه دستم / تنهام نزار دیگه دیونه بی تو میمیرم / اگه دستاتو نگیرم / غم توی این خونه میمونه بی تو میترسم / ببین خالیه دستم / تنهام نزار دیگه دیونه بی تو میمیرم / اگه دستاتو نگیرم / غم توی این خونه میمونه * من چقدر غم گین و خسته ام ، تو خوبی ! / خوش به حالت من چه تنها ، من چه بی کس / تو دنبال عشق و حالت من بدون تو میمیرم ، تو عین خیالتم نیست تو نمیدونی که بی تو خنده توی کار من نیست آخه بی تو میترسم / ببین خالیه دستم / تنهام نزار دیگه دیونه بی تو میمیرم / اگه دستاتو نگیرم / غم توی این خونه میمونه بی تو میترسم / ببین خالیه دستم / تنهام نزار دیگه دیونه بی تو میمیرم / اگه دستاتو نگیرم / غم توی این خونه میمونه



الان حتما با خودت فکر کردی آهنگ کسری بود اما اشتباه میکنی عجیجم
اولین آهنگ برای سیاوش قمیشی بود آهنگ فرشته 
.jpg)





![]()
![]()
![]()
![]()

ی:
• گریه نکن
• شیطونی نکن
• دست تو دماغت نکن
• تو شلوارت پیپی نکن
• مامانت رو اذیّت نکن
• روی دیوار نقاشی نکن
• انگشتت رو تو پریز برق نکن
• دمپایی بابا رو پات نکن
• به خورشید نگاه نکن
• شبها تو جات جیش نکن
• تو کمد مامان فضولی نکن
• با اون پسر بیتربیته بازی نکن
• اسباببازیها رو تو دهنت نکن
• زیر دامن شمسی خانوم رو نگاه نکن
• دماغت رو تو لوله جاروبرقی نکن
دوره دبستان: 
دوره راهنمایی: 
دوره دبیرستان: 
دوره ی دانشگاه:
دوره سربازی: 
دوره شوهر بودن: 
دوره ی پدر بودن:
دوره پیری: 
دوره پس از مرگ !

![]()



![]()
az koja midonid man dr hastam
آخه من فقط با خانوم دکترا دوست میشیم
nababa
pas yadeton nare manam faghad ba mohandesa dos misham
عشقم مهندس ماله اولشه
دیگه چی میخوای باشم ؟
: pol
رقاص همجنس گرا سکسی تر نیست ؟
na
adab
آن که مثل چرک کف دست تو جیبمه
ادب هم که ....از بس دارم
aha
shakhsiyat
من که خداشم
: khoshtipi
chiyo?
mage man shomaro mishnasam?
نه
ولی وقتی ببینی میفهمی چی گفتم
: aha
: khob
mashino khoneo
inaro chi?
خب ماشین که پره تو خونمون
چیز خواستی نیست
خونه هم که بله
البته
: aha
من ترجیح میدم توی ویلامون تو شمشک بیای
ok
همون گوشه شمشکه
badesh eshgho mohabat chi?
شرمنده
d دیگه این چیزا رئ از من نخواه که بلد نیستم
dani
جون دلممممممممممممممممم
؟
delet miyad
نه ...
من عاشقتم
میخوام به تیک چیزی بگم
بیار گوشتو
بیاااااااااااااارش پیشی
بیار گوشتو
biya eghsham
میخوام بهت بگم
علاوه بر اینکه میخوامت و عاشقتم
و
بهت محتاجم
از ته دلم
میخوام بگم که
واقعا
خیلی زید
خیلی زیاد
asheghetam

![]()
ظهور آتش بازی :
در این هنگام اهالی خانه در را به رویش می گشایند. او بدین گونه همراه خود تندرستی و شادی را برای یک سال به درون خانه خود می برد. ایرانیان عقیده دارند که با افروختن آتش و سوزاندن بوته و خار فضای خانه را از موجودات زیانکار می پالایند و دیو پلیدی و ناپاکی را از محیط زیست دور و پاک می سازند. برای این که آتش آلوده نشود خاکستر آن را در سر چهارراه یا در آب روان می ریزند تا باد یا آب آن را با خود ببرد.
مراسم کوزه شکنی :
فال گوش نشینی :
قاشق زنی :
آش چهارشنبه سوری :
تقسیم آجیل چهارشنبه سوری :
:: استان آذربایجان شرقی
تبریزی ها در شب چهارشنبه سوری به روی هم آب یا گلاب می پاشند و معتقدند آب پاشیدن، زندگی را با سعادت قرین می کند. از دیگر رسوم ضروری این شب، فرستادن خُنچه از منزل داماد به منزل عروس است. در این خنچه معمولاً میوه، شیرینی، گلدانهای پرگل، ماهی و خلعت (پارچه) برای خانواده ی عروس و خود عروس گذارده می شود. دختران دم بخت تبریزی هنگام پریدن از روی آتش می خوانند:
“بختم آچیل چهارشنبه” یعنی: چهارشنبه! بختم را بازکن.
:: استان آذربایجان غربی
خانواده های ارومیّه ای در این شب به خانه ی مسن ترین فرد فامیل می روند و به خوردن آجیل سرگرم می شوند. آجیل حتماً باید از هفت نوع خوراکی تهیه شود. این هفت نوع خوراکی می تواند از بین خوراکیهای زیر باشد:
انجیر، کشمش، مویز، خرما، توت خشک، فندق، بادام، گردو، سنجد، نخودچی، آب نبات، تخمه بدون نمک، باسلق، برنجک (برنج بوداده) برگه هلو، برگه زردآلو و گندم برشته. کسی که مرادی و حاجتی دارد، باید تقسیم آجیل را به عهده بگیرد تا مرادش برآورده شود.
:: استان اردبیل
در مغان، مردم پیش از طلوع آفتاب روز چهارشنبه، دسته جمعی به کنار رودخانه می روند، آتشی بر می افروزند و جوانان در آنجا به سوارکاری می پردازند و هنگام بازگشت، زنان ظرف هایشان را از آب رودخانه پر می کنند و به خانه می آورند و آب آن را به دور و برخانه می پاشند که با این کار، سال جدید، سالی سرشار از روشنی و زلالی و پاکی خواهد بود.
:: استان بوشهر
بوشهری ها پس از آتش افروزی در خانه هایشان و پریدن از روی آن، با قایق از روی آب می گذرند و معتقدند با این کار نحسی این شب از بین می رود. در ضمن کوزه ی نویی را که تا آن زمان استفاده نکرده اند، به دیوار می زنند تا شکسته شود تا بلا و بدبختی، مثل کوزه شکسته شود.
در خراسان مراسم کوزه شکستن به این طریق است که درون کوزه های کهنه مقدار نمک که علامت شور بختی است و مقداری ذغال که علامت سیاه بختی است و یک سکه کم ارزش پول می ریزند و تمام افراد خانواده آن را به دور سر می چرخانند و آخرین نفر کوزه را از پشت بام به کوچه پرت می کند و می گوید:
“درد و بلام توکوزه راه بیفته بره تو کوچه”
در بعضی از نقاط خراسان در این شب به جای آش، چهار نوع پلو می پزند. این پلوها عبارتند از: رشته پلو، عدس پلو، زرشک پلو و ماش پلو که معمولاً به فقرا، نزدیکان و همسایگان می دهند. در آجیل خراسانی ها مطلقاً نمک وجود ندارد، چون نمک را علامت شوربختی می دانند.
:: استان خوزستان
در اهواز، پس از پریدن از روی آتش، مراسم قاشق زنی انجام می گیرد که خانواده ها، خوراکی یا آجیل شور و شیرین در ظرف قاشقزنان می ریزند.
:: استان سیستان و بلوچستان
در سیستان مردم گونی، پتو و نمد کهنه را به صورت گلوله در می آورند و آن را در غروب آخرین چهارشنبه سال، آتش می زنند و معتقدند که نحوست این شب با این عمل از بین می رود.
:: استان فارس
در شیراز برای گشودن بخت دختران در شب چهارشنبه سوری به سعدیه می روند و از آب استخر سعدیه بر سر وروی دختران می ریزند. زنان نیز با ریختن این آب به روی خود، معتقدند که مهرشان در دل شوهر بیشتر می شود. در این شب زنان برای برآورده شدن حاجاتشان زیر منبر مسجد جامع شهر دعا می خوانند و پس از دعا خواندن، حلوا و آش می پزند.
:: استان کردستان
مردم کردستان مخصوصاًروستائیان، دسته جمعی به صحرا و کنار چشمه سارها می روند و پس از مدتی که به شادی و پایکوبی و کشتی گرفتن گذراندند، هنگام مراجعت به خانه، هرکسی مقداری سنگریزه جمع می کند و بدون آنکه به پشت سرخود نگاه کند، سنگریزه را از روی شانه به عقب پرتاب می کند و بدین ترتیب بلا و آفت را از خود دور می سازد.
از دیگر مراسم این شب، شال اندازی است که عده ای از جوانان بالای پشت بام خانه ها و کنار درها و پنجره های همسایگان و ثروتمندان می روند و ضمن خواندن سرود و تصنیف، از دریچه ای، شال را آویزان می کنند. اهل خانه هدیه ای را به شال می بندند که معمولاً سکه، تخم مرغ، شاخه نبات، کله قند، جوراب یا نخودچی و کشمش است.
:: استان کرمان
در کرمان مقداری ذغال، نمک، سکه ی کم ارزش پول و کمی نان درکوزه خالی می ریزند و شب چهار شنبه سوری آن را از بالای بام به کوچه پرتاب می کنند تا بلا و کمبود از همه چیز مخصوصاً از آنچه در کوزه است دور شود.
:: استان گیلان
در روستاهای اطراف رشت، غروب شب چهارشنبه سوری، در پنج منطقه پوشال برنج را با فاصله کنار هم می چینند، سپس آنها را آتش می زنند و برای دفع چشم زخم، اسپند در آتش می ریزند و افراد هر خانواده از بزرگ به کوچک، سه مرتبه از روی آن می پرند و این ترانه را به گویش گیلکی می خوانند:
“گل گل چهارشنبه ، به حق پنجشنبه ، نکبت بی شه ، دولت بی یه ، زردی بی شه ، سرخی بی یه”
یعنی: آتش سرخ چهار شنبه! به حق پنجشنبه نکبت برود، دولت بیاید. زردی برود، سرخی بیاید.
پس از پریدن از روی آتش ترقه در می کنند به این معنی که از نحوست چهارشنبه در امان باشند. در این شب خورشت”ترشه تره” می پزند و آن را با کته، ماست و دوغ می خورند. صبح فردا (روز چهارشنبه) خاکستر برجای مانده از آتش شبانه را جمع می کنند و پای درختان میوه می ریزند به این نیّت که درختان بارورشوند و میوه ی بیشتری بدهند.
:: استان لرستان
در این شب در خرم آباد هیزم را به هفت دسته تقسیم می کنند و با فاصله های معینی در یک ردیف می چینند و آتش می زنند و با خواندن :
“زردی مه د تو، سرخی تو د مه”
یعنی: زردی من از تو و سرخی تو از من و از روی آن می پرند.
:: استان مازندران
در روستاهای مازندران در شب چهار شنبه سوری، علاوه بر کشتی گرفتن و اسپند دودکردن، انواع آشها پخته می شود از جمله “آش هفت ترشی” که از هفت نوع سبزی و هفت نوع ترشی و هفت نوع حبوبات در آن استفاده می شود و نیز “گزنه آش ” که یکی از سبزی های مصرفی در آن، گزنه است. اعتقاد براین است که خوردن این آش بسیاری از بیماریها و کسالتها را از بین می برد.
:: استان مرکزی
در این استان، علاوه بر مراسم آتش بازی، برای آمرزش اموات مقداری خرما یا شکر پنیر تهیه می کنند و یا حلوا درست می کنند و سرگذر می ایستند و به عابران تعارف می کنند. هر رهگذر وظیفه دارد یک دانه بردارد و قبل از خوردن، برای آمرزش اموات خیرات دهنده، حمد و سوره ای بخواند و سپس خوراکی را بخورد.
تحریف آیین چهارشنبه سوری :
)یهدفعه نمیدونم چرا اشکم در اومدو اون موقع فهمیدم وقتی بغل عشقتی چقدر گریه کردن شیرینه وقتی دانیال اشکامو پاک کرد وقتی واسم داستانی رو تعریف کرد دانیال عشق من تا دنیا هست دوست دارم عاشقتم منم دلم برات تنگ شده منم هر روز دلم بیشتر میخوادت اما مجبوریم یه کم تحمل کنیم بخاطر من توام تحمل کن دوست دارم نه عاشقتم بوووووووس لبات ![]()

| Design By : shotSkin.com |













